سیاست براندازی شیعیان توسط آل سعود

کد خبر : #5114
تاریخ انتشار : سه شنبه, 3 اردیبهشت 1398 15:51
تعداد بازدید کننده : 25
چاپ ارسال به دوستان
شما این مطلب را ارسال خواهید کرد:
سیاست براندازی شیعیان توسط آل سعود
  • Reload بازآوری
بزرگ یا کوچک بودن حروف اهمیت ندارد
ارسال
روایت حسن الطاهر، فعال شیعی عربستان از سیاست براندازی شیعیان در قطیف و الاحساء طی دهه‌های گذشته

شیعیان در مناطق قطیف و احساء از دهه‌های اخیر بسیاری از ظلم و ستم های آل سعود را تجربه کرده اند و به منظور برانگیختن حس نوع‌دوستی امیران آل سعود نامه‌های متعددی را به آنان فرستاده‌اند، اما این نامه‌ها هیچ تأثیری در کاستن ظلم و ستم‌های آنان نداشت و حتی روند سیاست براندازی شیعیان را تشدید کرده است. آن چه در زیر می آید گزارشی است به قلم یکی از اهالی شیعیان این منطقه به نام حسن الطاهر درباره گذشته شیعیان این منطقه و ستم هایی که از دهه های اخیر علیه آنان روا داشته شده و تا امروز ادامه و حتی تشدید شده است.
رژیم آل سعود اقدامات خطرناک خود را جهت ویرانی و فقیر ساختن مناطق شیعه‌نشین و محاصر جغرافیایی و اقتصادی این مناطق را که پیشتر به کندی انجام می شد، در طی چند سال سرعت بخشید و سیاست براندازی شیعیان را با اقدامات سریعتری دنبال می کند. در ۲۸ صفر سال ۱۴۲۴ / ۳۰ آوریل ۲۰۰۳ ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه پیشین عربستان که در آن زمان ولی عهد بود با ۱۸ نفر از شخصیت ها و چهره های برجسته شیعیان قطیف و أحساء دیدار کرد و در آن دیدار شیعیان نامه‌ای با عنوان «شرکاء فی الوطن» به ولی عهد دادند که ۵۰ عالم دینی، ۴۲ دانشگاهی، ۳۱ نویسنده، روزنامه نگار و شاعر، ۱۵۱ تاجر و ۲۴ خانم آن را امضا کرده بودند.
خلاصه آن¬چه که امضا کننده گان آن نامه از ولی عهد خواسته بودند پایان دادن به تبعیض مذهبی، پایان دادن به عدم استخدام شیعیان در دستگاه های دولتی به خصوص در بخش های نظامی، امنیتی و دیپلماتیک، پایان دادن به سیاست محرومیت اقتصادی مناطق شیعی و سرمایه‌گذاری در شهرهای شیعه‌نشین و لغو سیاست فرقه‌گرایی و جرم دانستن تبعیض مذهبی و رفتارهای تکفیری و تضمین حمایت از آزادی دینی بود.
با وجود این که امضا کننده‌گان این نامه وعده‌های شیرینی از ولیعهد و کاخ ریاض شنیدند، اما این وعده ها راه به جایی نبرد و آن ها امیدشان از بین رفت؛ چون وعده های عبدالله بن عبدالعزیز فرقی با صدها وعده هایی که علمای شیعه در طول این قرن شنیده بودند، نداشت و حتی خواسته های پیشینیان این علما کوچکتر و محدود به خدمات عمومی و آزادی های دینی بوده است.
در اینجا شایسته است اشاره شود که شهید فقیه نمر (رض) با آن که می دانست رژیم سعودی به صدای وجدان گوش نمی سپارد و به سخنان حق توجهی ندارد و ساختار نظام سعودی قابلیت اصلاح را ندارد، اما به منظور اتمام حجت و این که صدای مردم و خواسته های آنان را به گوش نظام طغیانگر سعودب برساند، نامه ای موسوم به نامه عزت و کرامت به همراه تعدادی از شیعیان در سال ۲۰۰۷ به جلوی بن عبدالعزیز آل سعود، معاون اداری فرماندار در منطقه شیعه نشین نوشت و به صراحت و بدون تملق یا ترس از ظلم و ستم حکام سعودی خواسته های بر حق شیعیان عربستان را بیان کرد و با حجت و دلیل قاطع، نام خود را به عنوان مظهر شجاعت در برخورد با ستم و طغیان سعودی ثبت کرد.
اما نامه «شرکاء فی الوطن» که محتاطانه نوشته و درخواست لطف و مهربانی متوسل شده بود و به عبدالله بن عبد العزیز و امیران آل سعود عناوین و القاب احترام آمیزی داده بود، با آن که کمترین خواسته های بر حق اهالی قطیف و أحساء را متذکر شده بود، آل سعود هیچ توجهی به آن نکردند و حتی کمترین خواسته آنان؛ یعنی درخواست خدمات عمرانی و آموزشی را برآورده نکردند. سیاست دور نمودن شیعیان از فضای جامعه عربستان که نخست عبدالعزیز آن را در پیش گرفت و پس از او فرزندانش آن را به ارث بردند، کم کم شدت گرفت و به یک استراتژی استوار در رژیم سعودی تبدیل شد و شیعیان با پدیده به حاشیه بردن و دور ساختن آنان از صحنه های سیاسی، نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و دیپلماتیک و حتی ادارات عمومی، شهرداری ها و سایر ارگان های عمومی و تعلیم و تربیت روبرو شدند.سپس رژیم سعودی اقدامات خطرناک خود را جهت ویرانی و فقیر ساختن مناطق شیعه نشین و محاصر جغرافیایی و اقتصادی این مناطق را که پیشتر به کندی انجام می شد، در طی چند سال سرعت بخشید و سیاست براندازی شیعیان را با اقدامات سریعتری دنبال کرد.
حال و روز شیعیان امروز عربستان، صادقانه ترین دلیل برای نتایجی است که شخصیت های شیعه از طریق نامه ها درخواست از امرای سعودی، به دست آورده اند. نتیجه این نامه فقط این بوده که رژیم سعودی همچنان سیاست های به حاشیه بردن شیعه و محروم سازی مناطق شیعی احساء و قطیف از توسعه های زیر ساخت ها، تعلیم و تربیت، بهداشت، کشاورزی، صنعت و گردشگری را دنبال می کند و سیاست ننگین تبعیض مذهبی علیه همه مظاهر شیعی و بی ارزش دانستن زندگی شهروندان شیعی و خون و آبروی آنان را که نمونه بارزش اعدام شیخ نمر در سال ۲۰۱۶ و ده ها شهید خواهان آزادی و عدالت، است ادامه می دهد. با آن که عبد العزیز و پسرانش به درخواست های شیعیان در دهه های اخیر اشغال مناطق شیعی، توجهی نکردند و آن ها را برآورده نکردند، اما وضعیت شیعیان قطیف و احساء در زمان محمد بن سلمان به مراتب بدتر شده و حتی دوران او نوعی جنون سیاسی علیه شیعیان این مناطق به شمار می رود.
تحولات سریع در محافل کاخ های ریاض و تشدید اختلافات میان شاهزادگان سعودی از یک سو و تشدید ظلم و ستم های رژیم آل سعود از سوی دیگر، ایجاب می کند که شیعیان به سرعت آن چه از دست داده اند جبران کنند و گزینه هایی را که برای بازپسگیری مناطق اشغالی خود و ایجاد چارچوب های سیاسی تضمین کننده امنیت و حقوق شان، پیش رو دارند به دقت بررسی و تحلیل نمایند تا به زندگی عزتمندانه، بزرگوارانه و آزاد دست یابند.

 

منبع و مشروح خبر: خبرگزاری شفقنا

 

“ سیاست براندازی شیعیان توسط آل سعود ”